تعدادي از اماكن و آثار ديني و باستاني، از جمله يكي از خانه هاي رسول الله(صلي الله عليه و آله) در شهر مكه مكرمه در معرض تخريب قرار گرفته اند.
اخبار رسيده از شهر مكه حاكي از آن است كه برخي از شركتهاي ساختمان سازي عربستان سعودي كه وابسته به شيوخ و چهره هاي سرشناس وهابيت است، به بهانه اينكه نگهداري از اينگونه آثار ديني و باستاني حكم «بت پرستي» را دارد، قصد دارند اين آثار را هر چه سريع تر از بين ببرند و به جاي آن ساختمان هايي بسازند تا سودي به جيب خود بزنند.
در همين راستا «سامي الأجاوي» كارشناس آثار اسلامي طي اظهاراتي گفت: تاريخ اين آثار به 1400 سال پيش، يعني دوران حيات رسول الله(صلي الله عليه و آله) باز ميگردد. قرار است جاي اين آثار تاريخي، برج هاي ساختماني ساخته شود. اين شركت هاي ساختماني براي توجيه كار خود، ادعا مي كنند كه اين برج ها را براي رفاه و راحتي حجاج بيت الله الحرام مي سازند، در حالي كه هدف اصلي آنان به سود رسيدن است.
وي در ادامه افزود: اكنون ما لحظات پاياني وجود تاريخ مكه را مي گذرانيم. تا مدتي ديگر هيچ گونه آثاري از تاريخ قديم مكه وجود نخواهد داشت. طي 50 سال اخير بيش از 300 ساختمان و اثر ديني و تاريخي در مكه مكرمه و مدينه منوره ]توسط وهابيت[ منهدم شده است. تخريب كنندگان اين آثار حتي به متعلقات پيامبر(صلي الله عليه و آله) هم رحم نمي كنند. آنان معتقدند كه اگر اين ساختمان ها باقي بمانند، ممكن است توسط مسلمانان ديگر كشورها تقدس شود و به نظر آنان اين كار به منزله شرك و بت پرستي است.
«سامي الأجاوي» كه در سال 1975 ميلادي مؤسسه پژوهش هاي حج براي بررسي تاريخ مكه مكرمه و مدينه منوره را تأسيس كرد، در ادامه ميگويد: بنده سالها با مطالعه و تحقيق در تاريخ اسلام، يكي از منازل و رسول الله(ص) را شناسايي كردم اما از ترس اينكه توسط اين افراد افراط گر منهدم شود، محل اين خانه را اعلام نكردم. بر اساس مطالعاتي كه انجام دادم، به نظر مي رسد اين خانه همان خانه اي است كه پيامبر(صلي الله عليه و آله)) در ابتدا به طور پنهاني در آن به تبليغ دين مبين اسلام مي پرداخت.
از سوي ديگر «جفري كينگ» كارشناس هنر و آثار اسلامي در دانشكده آثار شرقي و آفريقايي لندن، در اين باره ميگويد: سرنوشت اماكن و آثار اسلامي در عربستان سعودي بسيار غم انگيز است. مسئولان ذيربط ارزش و قيمت تاريخي اين آثار ديني و باستاني را نمي دانند از همين رو چنين رفتاري با آن دارند.
تخريب گنبد سبز رسول خدا واجب است
يكي از فتاوي وهابيت:
به راستي كه هيچ چيز به اندازه عالم گمراه و گمراه كننده براي جامعه اسلامي خطرناك و زيانآور نيست؛ چرا كه مردم با توجه به ظاهر فريبنده آنها، تمام سخنان شان را با چشم و گوش بسته ميپذيرند .
رسول خد صلي الله عليه وآله در اين باره ميفرمايد :
إنما أَخَافُ على أمتي الأَئِمَّةَ الْمُضِلِّينَ .
من بر امتم از پيشوايان گمراهكننده، ميترسم.
الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج 5 ص 278، ح22447، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛
الدارمي ، أبو محمد عبدالله بن عبدالرحمن (متوفاي255هـ) ، سنن الدارمي ، ج 1 ص 80 ، ح209، تحقيق : فواز أحمد زمرلي , خالد السبع العلمي ، ناشر : دار الكتاب العربي - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1407هـ
و الباني وهابي، يكي از اين ائمه گمراه و گمراه كننده است كه امروزه براي وهابيها حكم سامري را بازي ميكند و وهابيها چشم و گوش بسته به فتواهاي عجيب و تأسفآور او گوش فراميدهند.
يكي از تأسفآورترين فتواهاي الباني، فتوا به تخريب گنبد و بارگاه رسول خدا صلي الله عليه وآله و اخراج قبر شريف آن حضرت از داخل مسجد النبي است كه صراحتا در اين فتوا از لزوم تخريب گنبد سبز پيامآور خدا سخن گفته و براي دولت سعودي كشيدن ديواري بين قبر شريف و مسجد النبي را ضروري ميداند.
وي در كتاب « تحذير الساجد من اتخاذ القبور مساجد» مينويسد:
قلت : ومما يؤسف له أن هذا البناء قد بني عليه منذ قرون إن لم يكن قد أزيل تلك القبة الخضراء العالية .
وأحيط القبر الشريف بالنوافذ النحاسية والزخارف والسجف وغير ذلك مما لا يرضاه صاحب القبر نفسه صلى الله عليه و سلم؛ بل قد رأيت حين زرت المسجد النبوي الكريم وتشرفت بالسلام على رسول الله صلى الله عليه و سلم سنة 1368 ه رأيت في أسفل حائط القبر الشمالي محرابا صغيرا ووراءه سدة مرتفعة عن أرض المسجد قليلا إشارة إلى أن هذا المكان خاص للصلاة وراء القبر فعجبت حينئذ كيف ضلت هذه الظاهرة الوثنية قائمة في عهد دولة التوحيد.
أقول هذا مع الاعتراف بأنني لم أر أحدا يأتي ذلك المكان للصلاة فيه لشدة المراقبة من قبل الحرس الموكلين على منع الناس من يأتوا بما يخالف الشرع عند القبر الشريف فهذا مما تشكر عليه الدولة السعودية ولكن هذا لا يكفي ولا يشفي وقد كنت قلت منذ ثلاث سنوات في كتابي " أحكام الجنائز وبدعها " ( 208 من أصلي ) :
«فالواجب الرجوع بالمسجد النبوي إلى عهده السابق وذلك بالفصل بينه وبين القبر النبوي بحائط يمتد من الشمال إلى الجنوب بحيث أن الداخل إلى المسجد لا يرى فيه أي محالفة لا ترضى مؤسسه صلى الله عليه و سلم.
اعتقد أن هذا من الواجب على الدولة السعودية إذا كانت تريد أن تكون حامية التوحيد حقا وقد سمعنا أنها أمرت بتوسيع المسجد مجددا فلعلها تتبنى اقتراحنا هذا وتجعل الزيادة من الجهة الغربية وغيرها وتسد بذلك النقص الذي سيصيبه سعة المسجد إذا نفذ الاقتراح أرجو أن يحقق الله ذلك على يدها ومن أولى بذلك منها ؟»
ولكن المسجد وسع منذ سنتين تقريبا دون إرجاعه إلى ما كان عليه في عهد الصحابة والله المستعان.
از چيزهاي بايد براي آن تأسف خورد اين است كه اين بنا در قرنهاي گذشته ساخته شده است، و اگر اين نبود، بايد اين گنبد سبز و بلند خراب ميشد.
و اطراف قبر شريف با پنجرههاي از جنس مس، نقاشي شده و داراي پرده و ... احاطه شده است كه صاحب قبر از آنها راضي نيست .
بلكه در زمان زيارت مسجد نبوي، هنگامي در سال 1368هـ براي عرض سلام به رسول خدا رفته بودم، در پايين ديوار شمالي قبر، محراب كوچكي را ديدم كه در پشت آن سكويي كه كمي از سطح مسجد بلند بود وجود داشت و اشاره داشت به اين مطلب كه اين جا مكان مخصوص نماز در پشت قبر شريف است؛ پس در اين هنگام شگفت زده شدم كه چگونه اين نماد بتپرستي در زمان دولت توحيد باقي مانده است!
اعتراف ميكنم كه هيچ فردي را نديدم كه براي نماز خواندن در اين مكان بيايد؛ چرا كه به شدت از سوي نگهباناني كه مردم را از انجام كارهاي خلاف شرع در كنار قبر شريف منع ميكردند، حراست ميشد و بايد به خاطر اين كار از دولت سعودي تشكر كرد ؛ اما اين تنها كفايت نميكند و دواي درد نيست . من سه سال پيش در كتابم «احكام الجنائز و بدعها» گفتم:
«پس واجب است مسجد نبوي به همان شكل سابق خود برگردد و بين مسجد و قبر پيامبر از طرف شمال تا جنوب ديواري كشيده و فاصله شود؛ به طوري كه در داخل مسجد هيچ چيز خلافي كه مؤسس مسجد از آن راضي نيست، ديده نشود.
اعتقاد دارم كه اين مسأله بر دولت سعودي واجب است؛ اگر آنها ميخواهند پشتيبان واقعي توحيد باشند .
شنيدم كه دولت سعودي دستور توسعه مجدد مسجد را داده است؛ پس شايد آنها به اين پشنهاد من اعتنا كنند، و مسجد را از طرف غرب و ديگر جاها توسعه دهند و جلوي اين نقصي را كه با گسترش مسجد اتفاق ميافتد، بگيرند. اگر پشنهاد پذيرفته شده، اميددارم كه خداوند آن را به دست دولت سعوي تحقق بخشد و چه كسي سزاواتر از آنها به اين كار !»
ولي نزديك به دوسال پيش، مسجد را گسترش دادند بدون اين كه آن را به همان صورتي برگرداند كه در زمان صحابه بوده است.
الألباني ، محمد ناصر الدين (متوفاي1420هـ) ، تحذير الساجد من اتخاذ القبور مساجد، ج1 ، ص68، ناشر : المكتب الإسلامي – بيروت ، الطبعة : الرابعة.
نكته عجيب در اين فتوا اين است كه الباني دليل عدم تخريب گنبد رسول خدا را ساخته شدن اين گنبد در قرنهاي گذشته ميداند !!!
آيا اين دليل شما را به ياد اين آيه از قرآن كريم نمياندازد:
وَإِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ الشَّيْطانُ يَدْعُوهُمْ إِلى عَذابِ السَّعيرِ. لقمان/21 .
و هنگامى كه به آنان گفته شود: «از آنچه خدا نازل كرده پيروى كنيد!»، مىگويند: «نه، بلكه ما از چيزى پيروى مىكنيم كه پدران خود را بر آن يافتيم!» آيا حتّى اگر شيطان آنان را دعوت به عذاب آتش فروزان كند (باز هم تبعيّت مىكنند)؟
اگر واقعا از ديدگاه وهابيها ، گنبد سبز و سر به فلك كشيده سرور جهانيان؛ نماد شرك ، بت پرستي و كفر است، چرا به پشنهاد الباني توجه نميكنند و در تخريب اين گنبد و اخراج قبر شريف از مسجد النبي درنگ ميكنند؟ به قول الباني، اگر واقعا مناديان توحيد هستند !!!
و اگر پشنهاد الباني را با منافع دنيوي خود در تضاد ميبينند، چرا از توحيد سخن ميگويند؟
نكته جالب توجه در اين فتوا، تكفير تلويحي اهل سنت در طول قرون گذشته است؛ چرا كه از ديد الباني اين نماد شرك و بتپرستي را پدران آنها كه همگي از پيروان اهل سنت و جماعت بودهاند، بنا كرده و بيش از هزار سال به زيارت اين قبر شريف ميآمدند و پشت قبر شريف رسول خدا صلي الله عليه وآله و در همان مكاني كه الباني آن را نماد شرك و بتپرستي ميداند، نماز ميخواندهاند.